پنجره را گشودم،
شب بوی غم میداد!
️
«فتحتُ النافذة
إذ كان الليل يضوع برائحة الحزن»
پنجره را گشودم،
شب بوی غم میداد!
️
«فتحتُ النافذة
إذ كان الليل يضوع برائحة الحزن»
وقتی از زبانت سروده شدم، نامم را جرعه جرعه نوشیدم...
️طُ هَمان ناب ترین جآذبه ی دنیایی♥️✨
️چنان چشمانش به چشمان من شباهت داشت که ما در آینه یکدیگر را گم میکردیم.
-احمدرضا احمدی
️با لبخند شاعران شعر سرودند تو چقدر دلبرانه میخندی:)
️زِندِگی ما پِسَرا دو راهیِه یا عِشق یا رَفیق
️با خندههام عشق میکنی!
دلمو با خنده خامش میکنی...♡
گم میشم توی کهکشان چشات👀💜
️میگن به هرچی بخندی به سرت میاد... میگم دلبر ،من انقد میخندم برات که به سرم بیای🤍🧿
️نمیدانم چه هستم
نمیدانم که هستم
ولی هرچه که هستم
میدانم عاشقت هستم ❤️💓