ساعتها آرام میگذرند و من، میان صدای خشدار خاطرهها و نور کمسو، حس میکنم سالهایم بیصدا از دست رفتهاند… و چیزی جز دلتنگیِ شیرین گذشته برایم نمانده.️
یه دیالوگ خوبی تو فیلم «Hyouka» بود که می گفت: «تو اسممو می دونی، نه داستانمو، تو لبخندمو می بینی، نه دردمو، تو متوجه چیزایی که رها می کنم می شی، نه زخمام، می تونی حرفامو بخونی، نه ذهنمو، پس راجبم نه نظر بده و نه قضاوتم کن چون تو فقط قسمتی از من رو می بینی که خودم خواستم بهت نشون بدم🫠🚬️