حس تعلق نداشتن داره از درون نابودم میکنه. تعلق نداشتن به این خانواده، تعلق نداشتن به هر جمعی، تعلق نداشتن به دوستام، تعلق نداشتن به هر محیطی پامو توش میذارم، تعلق نداشتن به کره ی زمین، تعلق نداشتن به این دنیا. انگار واقعا جای اشتباهی به دنیا اومدم یا اشتباهی تناسخ پیدا کردم. وگرنه این همه نداشتن اشتیاق، حال نکردن با آدما و درک نکردن کارایی که انجام میدن، کلافه شدن از حرفای سطحیشون و حال نکردن با هیچ چیزی بجز تنهای️
حالم از بد بدتر بغض تموم گلومو پر کرده دلم میخاد داد بزنم گریه کنم اما نمیشه انگار یکی داره خفم میکنه ................... نمیدونم کی اخر از این بغض میمیرم ️
من قبل از اینکه از دست کسی ناراحت بشم... اول از دست خودم ناراحت میشم که چرا! اجازاه دادم که اصا تو اینقدر مهم باشی که بخوای منو اینجور نابود کنی... :(️
گاهی وقتام هست دلمون میگیره،از همه چیزو همه کس و تنها چیزی که اون لحظه میخوایم اینه که بشینیم گوشه اتاقو موزیکه مورد علاقمونو گوش کنیم و بریم تو فکر! توفکر اینکه چیشد که اینطور شد؟اصن چطور ممکنه،منکه کم نزاشتم،منکه نمیخواستم تهش این اتفاق بیفته،پس چرا شدش؟...