برایم گفت =مادرت را دوست داری ؟ برایش گفتم =من حاضرم از سیاهی چشم هایم بگذرم ، سیاهی چشم هایم را ذوب کنم ، بدهم بر مادرم تا او به موهای سفیدش بکشد🫂🎀 ️
شاید این بهار درخت آرزو هایمان جوانه زد و چه بسا همین بهار، میان شکفتن اولین غنچه آرزوهایی که سالها در دل خاموش مانده بودند دوباره جرأت نفس کشیدن پیدا کنند.