متن های جدید اسفند 1404 / بیو های کوتاه (پیشنهادی)
جدیدترین متن های کوتاه اسفند 1404 از گلچین هزاران متن کوتاه جدید در اسفند 1404مناسب بیو . را در بزرگترین سایت بیو و متن کوتاه ایران تاوبیو بخوانید و در بیوگرافی و استوری خود استفاده کنید
اونا میخواستن زندگیمو سیاه کنن؛ دریغ از اینکه سیاه رنگ مورد علاقه منه..! ️
الاغی دعا می کرد صاحبش بمیرد تا از زندگی خرانه خود خلاص شود صاحب، فکر الاغ را خواند و گفت: ای الاغ !! با مرگ من شخص دیگری صاحب تو میشود ؛ برای رهایی خویش دعا کن که از خریت خود بیرون شوی...
حکایت این روزای وطنفروشا️
4.0
The donkey prayed for its owner to die So that he could get rid of his donkey life :The owner thought of the donkey and said O donkey!! With my death, someone else will own you; pray for your liberation, get out of your donkeyness
The story of these days of the traitorThe story of these days of the traitor
هرشب قبل خواب موبایلتو بزن شارژ شاید صبح برق نباشه ، دوشت رو بگیر ، شاید صبح آب نباشه ، وسایل کار فرداتو آماده کن ، شاید فردا صبح وقت نباشه و مهم تر از همه بهشون بگو دوست دارم شاید صبح تو نباشی ، اونا نباشن.🖤️
حسرت حس عجیبی داشتم، گویی در جهانی تازه پای گذاشته بودم. شناختی از محیط اطراف خود نداشتم. شروع به قدم زدن کردم خیلی برایم تعجبآور بود تمام ساختمان ها، و حتی تابلوها را نیز به درستی می دیدنم ولی چهره آدم های اطرافم را نه، هر چه بیشتر به چهره اطرافیانم دقت می کردم، محوی چهره آنها نیز برایم بیشتر می شد. میان همه آن چهره های محوی که می دیدم، ناگهان چهره ای آشنا به چشمانم خورد. سر جایم میخکوب شدم، امکان نداشت!او...️
4.0
Longing I had a strange feeling, as if I had stepped into a new world. I had no idea about my surroundings. I started walking, and it was very surprising to me. I could see all the buildings and even the signs clearly, but not the faces of the people around me. The more I looked at the faces of the people around me,Their faces became increasingly blurred for me. Among all those blurred faces I was seeing, suddenly a