هزارسالم بگذره بعضی زخما بعضی دردها بعضی غم ها تکراری نمیشه هر روز باهاشون بیدار میشی و هر روز تازن جوری که انگار ديروز به جونت دوخته شدن....!💔🥀️
4.5
غمگین فلسفی زخمهای تکراری دردهای قدیمی غم همیشگی زندگی با غم واقعیت شگفتانگیز: بر اساس تحقیقات نوروساینس، خاطر...
حق با خانم هایده بود
غم با ما زاده شده، منو رها نمیکنه.️
غم با ما زاده شده، منو رها نمیکنه.️
4.5
غمگین فلسفی غم همیشگی زندگی با غم غم درونی اشعار هایده در روانشناسی، مفهوم «ملانکولیای سازنده» وجود دارد؛...
«غَم بِهِم گُفت خیلی قَوی هستیا؛
گُفتَم چِطور؛
گُفت آخه نابودِت کردم
ولی هَنوزَم داری میخَندی»💔🥀️
گُفتَم چِطور؛
گُفت آخه نابودِت کردم
ولی هَنوزَم داری میخَندی»💔🥀️
3.3
غمگین فلسفی خنده در غم قوی بودن در سختی زندگی با غم نابودی و خنده در روانشناسی به این «انعطافپذیری روانی» میگویند؛...
تو استوری یکی از دوستام خوندم”سوگ
من از بین نرفت. فقط زندگی شلوغ شد
و من مجبور به ادامه دادن بودم همین.”
حق ترین جمله ای بود که این چند وقت
اخیر خونده بودم.️
من از بین نرفت. فقط زندگی شلوغ شد
و من مجبور به ادامه دادن بودم همین.”
حق ترین جمله ای بود که این چند وقت
اخیر خونده بودم.️
4.3
غمگین روانشناسی سوگ روانشناسی سوگ تابآوری زندگی با غم این جمله عمیقی که خواندید به زیبایی نشان میدهد که...
مشابه ها
آدم میتونه غمگین باشه ولی آرایش کنه، میتونه غمگین باشه ولی بره مهمونی!
میتونه غمگین باشه ولی برقصه، بلند بلند بخنده، بره کافه و رستوران و تولد.!
کی میدونه غمِ کی چقدره؟!️
میتونه غمگین باشه ولی برقصه، بلند بلند بخنده، بره کافه و رستوران و تولد.!
کی میدونه غمِ کی چقدره؟!️
3.6
روانشناسی فلسفی پذیرش غم تاب آوری زندگی با غم سلامت روان این متن کوتاه، یادآور این نکتهی ظریف است که غم و ...
از آن پس، دیگر با غم نجنگیدم؛ کنارش نشستم، مثلِ دو مسافری که میدانند تا پایانِ راه، هیچیک از دیگری جدا نخواهد شد ((=️️
5.0
فلسفی روانشناسی پذیرش غم کنار آمدن با غم زندگی با غم رابطه با غم بر اساس «نظریه فرایند طنزآمیز» وگنر، تلاش برای سرک...
بعضی غمه ها نه گفتنی ان ، نه رفتنی ۰۰۰
فقط میمونن یه گوشه ی دل،
و ادم یاد میگره باهشون لبخند بزنه🖤🥀️
فقط میمونن یه گوشه ی دل،
و ادم یاد میگره باهشون لبخند بزنه🖤🥀️
5.0
غمگین روانشناسی زندگی با غم لبخند با وجود غم تنهایی غمهای نگفتنی وقتی غمی را «نه گفتنی و نه رفتنی» توصیف میکنی، دق...
میپرسی چه شد؟
غم تمام شد؟ شادی برگشت؟ زخمها التیام یافتند؟
نمیدانم.
رهایشان کردم و به گور پدر همهشان خندیدم.
بهجای آنکه یک گوشه غمباد بگیرم تا خبر مرگم،
زندگی از این رو به آن رو شود،
تصمیم گرفتم میان گریههایم بخندم.
میخواهم دروغ یک روز خوب را با همه تقسیم کنم؛
و اگر قرار است غمگین باشم، ترجیح میدهم با غم رها باشم،
نه در حصار چهاردیواری یک خانه.️
غم تمام شد؟ شادی برگشت؟ زخمها التیام یافتند؟
نمیدانم.
رهایشان کردم و به گور پدر همهشان خندیدم.
بهجای آنکه یک گوشه غمباد بگیرم تا خبر مرگم،
زندگی از این رو به آن رو شود،
تصمیم گرفتم میان گریههایم بخندم.
میخواهم دروغ یک روز خوب را با همه تقسیم کنم؛
و اگر قرار است غمگین باشم، ترجیح میدهم با غم رها باشم،
نه در حصار چهاردیواری یک خانه.️
5.0
فلسفی روانشناسی رها کردن غم زندگی با غم بازگشت شادی بعد از غم خندیدن با وجود غم آیا میدانستید گریه و خنده در مغز از یک شبکه مشترک...