میپرسی چه شد؟
غم تمام شد؟ شادی برگشت؟ زخمها التیام یافتند؟
نمیدانم.
رهایشان کردم و به گور پدر همهشان خندیدم.
بهجای آنکه یک گوشه غمباد بگیرم تا خبر مرگم،
زندگی از این رو به آن رو شود،
تصمیم گرفتم میان گریههایم بخندم.
میخواهم دروغ یک روز خوب را با همه تقسیم کنم؛
و اگر قرار است غمگین باشم، ترجیح میدهم با غم رها باشم،
نه در حصار چهاردیواری یک خانه.️
غم تمام شد؟ شادی برگشت؟ زخمها التیام یافتند؟
نمیدانم.
رهایشان کردم و به گور پدر همهشان خندیدم.
بهجای آنکه یک گوشه غمباد بگیرم تا خبر مرگم،
زندگی از این رو به آن رو شود،
تصمیم گرفتم میان گریههایم بخندم.
میخواهم دروغ یک روز خوب را با همه تقسیم کنم؛
و اگر قرار است غمگین باشم، ترجیح میدهم با غم رها باشم،
نه در حصار چهاردیواری یک خانه.️
5.0
فلسفی روانشناسی رها کردن غم زندگی با غم بازگشت شادی بعد از غم خندیدن با وجود غم آیا میدانستید گریه و خنده در مغز از یک شبکه مشترک...