قطرهای در دریا: تأملی در ناپایداری زندگی و پوچی هستی:
از نظر فیزیک، آن قطره آب واقعاً همان دریاست؛ مولکولهایش میلیاردها سال است که بیوقفه از اقیانوس به ابر، باران، بدن جانداران و دوباره اقیانوس میچرخند. اتمهای آن ذرهٔ خاک هم از انفجار ستارگان باستانی به زمین رسیدهاند. حتی مگس ناپدیدشده هرگز نابود نشده: طبق قانون پایستگی جرم-انرژی، ماده و انرژیاش فقط به شکلی دیگر در طبیعت حاضرند. آیا مرز میان «قطره» و «دریا» صرفاً توهمی ادراکی نیست؟
راهکار:
از منظر کیهانشناسی، شما هم مجموعهای از اتمهای کهنسالِ برآمده از انفجار ستارگان هستید که موقتاً «من» را شکل دادهاند. آن قطره و ذره و مگس، همه از همان مواد کیهانی ساخته شدهاند؛ ناپدید شدنشان بازگشت به چرخهٔ بیپایان ماده و انرژی است، نه «نیستی».