شعر هیچ و پوچ وحید مباشری؛ تأملی در پوچی زندگی:
در فیزیک کوانتوم، «هیچ» مطلق وجود ندارد؛ خلأ، پُر از نوساناتی است که بیوقفه ذره و پادذره را از ناچیز خلق و نابود میکنند. پس «هیچ» در این شعر میتواند چگالترین بسترِ امکانها باشد، نه پایانِ مطلق. آیا اگر هیچْ لبریز از انرژی باشد، باز هم از آن بریده میشوی؟
راهکار:
شاید «هیچ» در این شعر، نه ناامیدی، که ستایشِ رهایی از دلبستگیهای واهی باشد؛ خوانشی که پوچی را به آرامشی زاهدانه نزدیک میکند.