جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب

بخشیدن خود

6 پست
متن های بخشیدن خود / بهترین متن بخشیدن خود [پیشنهادی]
همه فیلتر
همه زبان
بهترین ترتیب
(گذشتم،از گذشته ای که گذشت...!)️
4.8
روانشناسی فلسفی رها کردن گذشته گذشتن از گذشته شروع دوباره بخشیدن خود
خاطره یک کپی بایگانی‌شده نیست؛ هر بار که به گذشته ...

گذشتن از گذشته؛ راز رها کردن و شروع دوباره:

خاطره یک کپی بایگانی‌شده نیست؛ هر بار که به گذشته فکر می‌کنی، مغز آن را از نو می‌سازد و همان لحظه دگرگونش می‌کند. یعنی «گذشته‌ای که از آن گذشتی» در همین حین هم در حال تغییر است. تو نه رهاکنندهٔ یک حقیقت ثابت، که ویراستار دائمی روایت خودت هستی. آیا پس می‌توان از گذشته «گذشت» یا فقط آن را بازنویسی کرد؟

راهکار:

این جمله را می‌توان به یک پرسش روشنگر تبدیل کرد: دقیقاً کدام خاطره یا احساس هنوز در تصمیم‌های امروزت تکرار می‌شود؟ اگر بنویسی چه چیزی را عمداً با خودت به آینده نمی‌بری، مرزِ «گذشته» برایت شفاف‌تر می‌شود.

تقصیر تو نی یه چیزایی تو ذات ه. هههه️
4.5
روانشناسی فلسفی تقصیر تو نیست ذات آدم ها تغییر_شخصیت بخشیدن خود
روان‌شناسان اجتماعی به این می‌گویند «خطای اسناد بن...

تقصیر تو نیست؛ بعضی چیزها در ذات آدم‌هاست:

روان‌شناسان اجتماعی به این می‌گویند «خطای اسناد بنیادین»: وقتی دیگران اشتباه می‌کنند، سریع می‌گوییم ذاتشان است؛ اما برای خودمان همیشه شرایط را بهانه می‌گیریم. جالب این‌که ژنتیک رفتاری می‌گوید حدود ۴۰ تا ۵۰ درصد تفاوت‌های شخصیتی ارثی است، اما نیم دیگرش محصول محیط، انتخاب و تلاش است. پس برچسب «ذات» هم می‌تواند درست باشد، هم می‌تواند بهانه‌ای برای ایستادن. سؤال این است: کدام بخش ذات را می‌شود خم کرد؟

راهکار:

ذات یعنی نقطه شروع، نه سرنوشت؛ بعضی چیزها را نمی‌شود عوض کرد، اما می‌شود با آن‌ها رقصید.

نصب برنامه اندروید تاوبیو
یک جایی در زندگی ، در میان ناملایمات روزگار
در کنج سرپناه خستگی ها ، در نیمه شبی اندوه بار
دادگاهی بزرگ اما خاموش برپا میشود
و در آن شاید ، عمیق ترین و دشوار ترین گذشت رقم بخورد ؛ زمانی که انسان بتواند
.
.
.
« خود بی گناهش » را
ببخشد .... 🙂🥲🫠️
3.5
فلسفی روانشناسی بخشیدن خود دادگاه درون حس گناه خودبخشایشی
در روانشناسی، 'خودبخشایشی' نه نشانه ضعف، که مستلزم...

دادگاه خاموش درون: سفری به سوی بخشیدن خود:

در روانشناسی، 'خودبخشایشی' نه نشانه ضعف، که مستلزم رویارویی با گناه و جدا کردن عمل از هویت است. جالب است بدانید که در مغز، بخشیدن خود فعالیت آمیگدال را کاهش و ترشح اکسی‌توسین را افزایش می‌دهد، درست مانند بخشیدن دیگران. دادگاه درونی همان 'نقاب منتقد درونی' است که طبق نظریه اریک برن، در کودکی شکل می‌گیرد. آیا تا به حال او را به چالش کشیده‌اید؟

راهکار:

برای عملی کردن این بخشش، یک جلسه دادگاه کتبی برگزار کنید؛ قاضی، شاکی و متهم درون خود را روی کاغذ بیاورید و حکم نهایی را 'بخشش' بنویسید.


یک جایی در زندگی ، در میان ناملایمات روزگار
در کنج سرپناه خستگی ها ، در نیمه شبی اندوه بار
دادگاهی بزرگ اما خاموش برپا میشود
و در آن شاید ، عمیق ترین و دشوار ترین گذشت رقم بخورد ؛ زمانی که انسان بتواند
.
.
.
« خود بی گناهش » را
ببخشد .... 🙂🥲🫠️
2.6
روانشناسی فلسفی بخشش خود بخشیدن خود گذشت از خود خود بی گناه
...

بخشش خود بی گناه در زندگی:

مشابه ها
هیچکسو اندازه ی خودم اذیت نکردم :)
.💙.️
5.0
طنز روانشناسی سرزنش خود بخشیدن خود خودانتقادی اذیت کردن خودم
تحقیقات نشان می‌دهد مغز هنگام سرزنش خود، همان مدار...

اذیت کردن خودم؛ اعتراف طنزآمیز به سخت‌گیری بر خود:

تحقیقات نشان می‌دهد مغز هنگام سرزنش خود، همان مدار پردازش خطا را فعال می‌کند که هنگام دیدن اشتباه دیگران، اما با شدت بیشتر؛ چون خودانتقادی مزمن سطح کورتیزول را بالا می‌برد و توانایی حل مسئله را کم می‌کند. جالب اینجاست که دلسوزی با خود، مدار دلبستگی را فعال و اکسیتوسین ترشح می‌کند. اگر سرزنش خودت سوخت داشت، الان پالایشگاه بودی؟

راهکار:

این جمله یعنی صدای منتقد درونت از بقیه بلندتر است؛ اگر با دوستت این‌طور حرف می‌زدی، دوستی‌ات دوام نمی‌آورد.

میفهمی یه اشتباه واسه ما مقدسه...


-
فلسفی روانشناسی اشتباه کردن درس گرفتن از اشتباه بخشیدن خود ارزش اشتباه
در علوم اعصاب، «تسهیل خطا» نشان می‌دهد مغز بعد از ...

چرا اشتباه برای ما مقدس است؟:

در علوم اعصاب، «تسهیل خطا» نشان می‌دهد مغز بعد از یک اشتباه، مدارهای توجه و یادگیری را بازتنظیم می‌کند و اطلاعات را عمیق‌تر پردازش می‌کند. یعنی خطا فقط تجربه نیست؛ محرک بیولوژیکی رشد است. در فرهنگ‌های کهن، آیین‌های عبور همیشه با «اشتباهِ آیینی» همراه بودند تا انسان از نو متولد شود. سؤال: اگر اشتباه مقدس است، چرا این‌قدر از آن می‌ترسیم؟

راهکار:

اشتباه را میشود نه به‌عنوان خطا، بلکه به‌عنوان امضای انسانیِ جرئت‌کردن دید؛ همان‌جا که آدمیزاد از تجربه عبور می‌کند و به عمق می‌رسد.