رفت خجالت کشیدم بگویم: گند زدی به تمام باورهایم غرورم نگذاشت بگویم: نرو! بمان کنار دلم دلم نمیگذارد فراموشش کنم عقلم نمیگذارد بگویم: برگرد خاطراتش نمیگذارد نفس بکشم قسمت نمیگذارد دستهایم به رؤیای داشتنش برسد و این وسط خدا با تمام بزرگیاش فقط نگاه میکند️
زمستان را بنگر چه بی صدا از درد خود مینالد... نه گریه زاری میکند نه های و هوی دارد اما در دلش قلبی محزون دارد من هم زمستان بودم... هنوز هم هستم یی صدا گوشه ای، به تماشای جهان نشستم برنمی آید کاری ز من جز صبر و امید و تظاهر به خوب بودن هایم♡ᵕ̈️