باید یک بار به خاطر همه چیز گریه کرد. آن قدر که اشک ها خشک شوند، باید این تن اندوهگین را چلاند و بعد دفتر زندگی را ورق زد. به چیز دیگری فکر کرد. باید پاها را حرکت داد و همه چیز را از نو شروع کرد.
اما من اونقدر دوست دارم که حاضرم تمام ناراحتی هاتو بریزم تو قبلم و بخورمشون و خوشحالیامو بدم بهت چون میدونم وقتی حالت خوب باشه نمیزاری زره ای غم باشه تو دلمون:)) 👊☺❤️