ترجیح میدم خوابتُ ببینم تا با بقیه برم بیرون، ترجیح میدم آهنگایي که باهاشون یادت میوفتم رو گوش بدم تا صداي بقیه رو بشنوم، ترجیح میدم با رویات زندگي کنم تا با کس دیگهاي برم توی رابطه، ترجیح میدم دلتنگت شم، غمگین بشم، تلخ شم تا کسي بخواد غیر تو لبخند روي لبام بیاره، ترجیح میدم امید داشته باشم و منتظرت بمونم تا بخوام جایگزین پیدا کنم، ترجیح میدم توي خاطراتمون زندگي کنم تا بخوام جدیدشو با یه فرد جدید بسازم.️
من شدیداً احساس خفگي میکنم و نیاز دارم حرفام رو کلمه به کلمه به یکي بزنم، اما کسي نیست که بتونه درک کنه، کسي نیست که بتونه حتي یکم مثل من به دنیا نگاه کنه و شایدم همچین کسي باشه و من نداشته باشمش، راستش بین غریبههاي دورم سخت میگردم و کاش دیوونه بودم میتونستم دردهامو، غمهامو، بي حوصلگيهامو بهش بگم و آخرش نگران نباشم چرا همه چیزمُ بهش گفتم. دلم میخواست یکي بزنه رو شونهم بگه هي، من حالت رو خوب میفهمما تو خیلي خستها️
من تورو به اندازه تموم اشکایي که ریختي، تموم بغضایي که قورتشون دادي، هر نخ سیگاري که کشیدي، تموم دردایي که تحمل کردي، تموم وقتایي که به یکي احتیاج داشتي، شبایي که خوابت نمیبرد، تموم حال بدیات، تنهاییات، من به اندازه تک تک ثانیههاي تاریکي که برات گذشته و خواهد گذشت، دوست دارم.️