مستم من و مستم من و مستم من و ای وای در چشم تو انگار که صدجام شراب است از عشق نوشتم من و دیدم که کسی باز با یاد کسی سخت به دنبال طناب است دیواره ی هر خانه که با عشق بنا شد امروز عجیب است که از پایه خراب است شیری ست همین عشق که می درّد و آخر آهو که شوی کار تو هر لحظه عذاب است یک شهر گرفتار رضاخان نگاهت یک سلسله مو از لج تو غرق حجاب است️
'می روم شايد فراموشت كنم با فراموشی هم آغوشت كنم' می روم از رفتنم دل شاد باش از عذاب ديدنم آزاد باش گر چه تو تنها تر از من می روی آرزو دارم شبی عاشق شوی آرزو دارم بفهمی درد را تلخی برخورد های سرد را !(: 🖤️