توی مجموعه ی هری پاتر ، اشک مفهموم قشنگی داشت؛ هر اشکی که ریخته میشد حاوی خاطرات اون آدم بود... به نظر من اشکا همینقدر ارزشمندن، چون توی هر کدوم یه خاطره، حتی چهره ی یه آدم نقش بسته؛ اشکا گنجینه ی آدمان که از دریچه ی روحشون سرازیر میشن!️
...لکنت شعر و پریشانی.. ...و جنجال دلم...؛ ...چه بگویم که کمی.. ...خوب شود حال دلم؟ ...کاش میشد که شما.. ...نیز خبردار شوید! ...لحظهای از من و از.. ...دردِ کهنسال دلم...