مثل شبی ک روشن باشه مثل اسمونی ک ماه نداشته باشه مثل روزی ک خورشید نداشته باشه مثل رستورانی ک غذا نداره مثل گلی که دیگبرگی براش نمونده مثل خاننده ای که دیگ اهنگینداره مثل پاییزی که بارون نداره و مثل ادمی ک دیگ قلب نداره"️
هرگز نمیتوانست از انتهای وجودش غریبه شدن کسی را که قلبش را لمس کرده بود بپذیرد؛ به همین خاطر اغلب از آدمها فاصله میگرفت؛ آدمهای جدید او را به یاد زخمهای قدیمیاش میانداختند.️