از چی بگم؟! از کجاش بگم اصن؟! از شبایی که از دلتنگی؛ مثل مار می پیچیدم به خودم... از روزایی که به امید دیدن تو؛ پرده رو کنار میزدم... از آهنگایی که سیوشون میکردم؛ تا با تو گوش کنم... از لوکیشن هایی که نگه شون میداشتم؛ تا باهم بریم اونجا... از اون پالتوی آبی که خریدمش؛ تا برای تو بپوشم... از اون فیلمایی که لیست کردم؛ تا باهم ببینیمشون... از اون خوراکی هایی که قایمشون کردم؛ تا باهم بخوریمشون... از اون کش موهای دخترونه️
دلایل بودنم را مــــــــرور میکنم هر روز! هر روز از تعدادشان کــــــــم میشود! آخرین باری که شمردمشان تنها یک دلیل برایم مانده بود..! آنهــــــــــم دیدن تو بود !!
میشه تنهایی بازی کرد میشه تنهایی خندید میشه تنهایی سفر کرد ولی خدایی خیلی سخته تنهایی تنهایی را تحمل کرد …!️