جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب

متن های ادبی / جدیدترین متن ادبی [تیر 1405]

14566 پست
متن های ادبی جدید , تعداد 14,566 متن ادبی به ترتیب جدیدترین ها برای کپشن بیو پست و.. متن های ادبی / جدیدترین متن ادبی [تیر 1405]
ادبی تیکه دار ادبی تنهایی ادبی عاشقانه ادبی غمگین دخترانه ادبی ادبی ادبی عربی ادبی انگلیسی ادبی ترکی کوتاه ادبی بلند ادبی
همه فیلتر
همه زبان
بهترین ترتیب
نصب برنامه اندروید تاوبیو
می دونی من خیلی کتاب‌ می خونم ، باعث میشه که حتی دقیقه ای هم که شده از زندگی واقعی دور بشم و سختی های زندگی رو فراموش کنم، کتاب خوندن آرومم می کنه و باعث میشه زندگی های دیگری رو تجربه کنم.
پس تا جایی که می تونی کتاب بخون، مطمئن باش که جواب می ده !!!📚📖🔖️
4.4
روانشناسی ادبی انگیزشی
مشابه ها
صبحتون بخیر رفقا🥲💘

*°•°⛅️بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ°•°*

*سلام،امروزهم‌روز‌خوبی‌بسازیم🌻🌱

پیام انگیزشی امروز:📝🖇

دنیا به کام همه باشد امروز، به کام تو بیشتر...
😍✨
4.2
شعر رفاقتی ادبی انگیزشی صبح بخیر
اونجا که کیان نوبهار میگه:
مجنون‌تر از آنم که شوم دلزده‌ی جبر
باکی ز خطر نیست در این همهمه‌ی صبر️
4.3
شعر ادبی
خاطرات خیلی عجیب هستند، گاهی اوقات می‌خندیم به روزهایی که گریه می‌کردیم،

و گاهی گریه می‌کنیم به یاد روزهایی که می‌خندیدیم.
4.4
تنهایی فلسفی حقیقت زندگی ادبی
عموعلی می گفت:

اگر خودت را درگیر مسائل بی ارزش کنی،

آتشی روشن می کنی که تنها خودت را می سوزنی️
4.2
شاخ موفقیت انگیزشی ادبی
آری ان روز چو میرفت کسی،داشتم آمدنش را باور......
من نمیدانستم،معنی هرگز را!
تو چرا باز نگشتی دیگر؟:)️
2.2
غمگین ادبی
قسمت دوم شعر یاد دارم
👇👇👇👇

صورت اش دیدم که لک برداشته
دستِ خوش رنگ اش، ترک برداشته

باز هم بانگِ درشت پیرمرد
پردۀ اندیشه ام را پاره کرد

دوره گردم، کهنه قالی می خرم،
دست دوم، جنسِ عالی می خرم

کوزه و ظرفِ سُفالی می خرم
گر نداری، شیشه خالی می خرم

خواهرم، بی روسری بیرون دوید
گفت: آقا، سفره خالی می خرید!؟😢😢😢️
-
شعر ادبی
یاد دارم، در غروبی سرد سرد  
می گذشت از کوچۀ ما دوره گرد

داد می زد: کهنه قالی می خرم 
دست دوم، جنسِ عالی می خرم

کوزه و ظرفِ سُفالی می خرم 
گر نداری، شیشه خالی می خرم

اشک در چشمانِ بابا، حلقه بست 
عاقبت، آهی کشید، بغض اش شکست

اول ماه است و نان، در سفره نیست 
ای خدا شکرت، ولی این زندگی است؟

سوختم، دیدم که بابا پیر بود 
بدتر از او،  خواهرم دلگیر بود

بوی نانِ تازه هوش اش برده بود 
اتفاقاً، مادرم هم روزه بود️
2.3
شعر ادبی
دل خوش سیری چند؟

پدرم وقتی مرد ، آسمان آبی بود ،
مادرم بی خبر از خواب پرید ، خواهرم زیبا شد .
پدرم وقتی مرد ، پاسبان ها همه شاعر بودند .
مرد بقال ازمن پرسید: چند من خربزه می خواهی ؟
من از او پرسیدم : دل خوش سیری چند ؟️
1.0
عاشقانه شعر ادبی
دَر دیـاری
کـہ دَر آن
نیـست کَسـے
یـار کَسـے
یـا رَب
ایـکاش نَیُـوفتَـد
بِـه کَسـے
کار کَسـے....🖐️️
2.3
غمگین شعر حقیقت خسته ادبی