جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب

متن های ادبی / جدیدترین متن ادبی [مهر 1405]

14284 پست
متن های ادبی جدید , تعداد 14,284 متن ادبی به ترتیب جدیدترین ها برای کپشن بیو پست و.. متن های ادبی / جدیدترین متن ادبی [مهر 1405]
ادبی تیکه دار ادبی تنهایی ادبی عاشقانه ادبی غمگین دخترانه ادبی ادبی ادبی عربی ادبی انگلیسی ادبی ترکی کوتاه ادبی بلند ادبی
همه فیلتر
همه زبان
بهترین ترتیب
خدایا
شکرت که یه روز دیگه بهم فرصت بندگی دادی🌱
شکرت که یه روز دیگه بهم فرصت نفســ کشیدن دادی🤍
خدایا شکرت که خانوادم همه کنارمن🙃🍁
شکرت که هوامو داری و همه جا کنارمی🫂🌼
بابت همه چیز شکــرت🌸🌸️
4.5
عاشقانه ادبی
لای
لالایی گل لالا
مهتاب اومده بالا موقع خوابه حالا
لای
لالایی گل نینی خواب های خوب ببینی
...🖤️
4.0
غمگین شعر ادبی خاطره شب
نصب برنامه اندروید تاوبیو
جایی‌دَرمیانِ‌دَنده‌هایَم‌دَرد‌می‌کُنَد؛
کَسی‌می‌دانَد‌چه‌بَلایی‌به‌سَرَم‌آمَده...؟️
4.6
غمگین فلسفی خسته ادبی سکوت
مشابه ها
چو ایران نباشد تن من مباد بدین بوم و بر زنده یک تن مباد️
4.5
이란이 없다면, 내게는 아무도 없다.
شعر مذهبی ادبی دختر
صحبت از ماندن یک عمر بماند به کنار؛
قدر نوشیدن یک چای بمانی کافیست...
️
4.4
شعر ادبی دوستت دارم
در تمام دوران طولانی تاریخ بشر، چیزی وحشتناک‌تر از احساس تنهایی وجود نداشته است.
️
4.1
In all the long history of mankind, there has been nothing more terrifying than the feeling of loneliness.
فلسفی روانشناسی حقیقت ادبی
من خود دلم از مهر تو لرزید وگرنه
تیرم به خطا می‌رود اما به هدر، نه :)

#فاضل_نظری️
3.5
شعر ادبی
«یادگیری نام دیگر بیهودگی‌ست. تلاش انسان‌هاست برای انسان نبودن.»
-اوسامو دازای.️
2.8
Learning is another name for futility.» Humans' efforts to not be human.»
-Dazai Osamu.
مناسبتی روانشناسی زندگی حقیقت ادبی
تا دِل نشود عاشق دیوانه نمیگردد
تا نگذرد از تَن جان جانانِ نمیگردد

گریان نشود چشمی تا انکه نسوزد دِل
بیهوده بِ گِرد شمع پروانه نمیگردد ️
4.4
عاشقانه شعر ادبی
اخرش با من نگفتی رازِ این ازار چیست؟
من کِ تسلیم تُ بودم بی پدر پیکار چیست؟! ️
4.1
عاشقانه شعر ادبی
دَر جوانی حاصِل عمرم بِ نادانی گذشت
آنچِ باقی بود آن هَم دَر پشیمانی گذشت️
4.6
شعر ادبی
بلدی تکیه کنم جانزنی رد نشوی
من اگر شکوه کنم دست گرفتن بلدی؟️
4.7
عاشقانه شعر ادبی
بارانباران،اسمِ تو شبیه بغضی‌ست،که سال‌ها‌ست اجازه ترکیدن نگرفته.تو می‌آیی و آسمان کاری را می‌کند که آدم‌ها بلد نیستند،بی‌شرم گریه می‌کند برای همه چیز و هیچ چیز.باران تو شبیه کسی هستی که دوستش داشتی،اما نماند،نه رفت،نه ماند،فقط کم‌کم تبدیل شد به خاطره‌ای که هر بار یادش می‌افتی دلت خیس میشود،تو میباری و شهر پُرا میشود از صداهایی که هیچوقت گفته نشدند،از کاش‌هایی که دیر فهمیده شدند،از دست‌هایی که می‌توانستند بمانند اما ️
1.4
شعر ادبی