"اینجا، در ژرفایِ سیاهی، جایی که هیچ نوری جرأتِ تابیدن ندارد، من غرق شدهام. هر تپشِ قلبم، پژواکِ شکستنِ رویاهایی است که هرگز به واقعیت نپیوستند. اشکهایم، رودخانههایی شور از حسرتِ لبخندی که فراموش کردهام چگونه بزنم. جهان، تنها تصویری تار و محو از درد است که در عم️
قلبم شکسته است، تکهتکه شده و هر تکهاش، نام تو را فریاد میزند. در این حجم از تنهایی، چگونه میتوانم دوباره بخندم؟ چگونه میتوانم دوباره به کسی اعتماد کنم؟ (((: ️
آدمی که یکبار احساساتش آسیب دیده قلبش شکسته و ترجیح داده توی تنهاییاش بمونه و از آدما دوری میکنه نه دنبال جلب توجهه نه توقع زیادی داره، اون فقط یه حصار دور خودش کشیده که از نزدیک شدن آدمای دوروزه دور باشه و فقط کسی ازین مرز رد میشه که بهش این اطمینانو بده که برای قلب حساسو تازه مداوا شدش امانتدار خوبیه.️