از جَهان ؛ مانده فَقط جان که مَرا تَرك کُند مَن چونآنم که مَحال است کسی دَرك كُند پایِ خود را می گُذارم از حقیقت بیش تَـر خَسـته ام از زندگی ؛ از حرفِ مـردم بیشتـَر...️
دربارهاش با کسی حرف نزدم ولی ریزش موهام دو برابر شد، از گریه زیاد زیر چشمهام گود شد، معده دردم به نسبت قبل چند برابر شد، لاغر شدم، لرزش دست گرفتم، ساکت شدم، دربارهاش حرف نزدم اما از درون دارم تیکه تیکه میشم، ولی خب آخرش یا من تموم میشم یا این غم، غیر اینه؟🥲💔️