روزهایی که قلبت اسیر نگاه هاش شده بود روزهایی که با هم بودن تنها آرزوت بود و لحظه شماری میکردی که هر آن اون رو ببینی، لبخندش رو با جان و دل بچسبونی وسط سینه ات و از خوشحالی بچرخونی آغازش را به یاد بیار دستهایی که امروز نمیخوای لمسش کنی! روزی گرفتنش آرزوی دست نیافتنی ات بود ️
اینو بخون و آویزہ ے گوشت ڪن: شما هیچوقت نمیتونید ڪسے رو نگہ دارید؛ حتے اگہ براش یہ عالمہ وقت بزارید؛ مهربون ترین آدمـ دنیا باشید؛ ازش مراقبت ڪنید ونزارید آب تو دلش تڪون بخوره؛بہ زیباترین روش ممڪن باهاش رفتار ڪنیدنمیتونید ڪسے رو نگہ دارید؛ با صورت زیبا و حرفاے عاشقانہ امـ نمیتونید نگہ دارید؛ تنها راہ نگہ داشتن یہ آدمـ براے خودت: اینہ ڪہ "خودش بخواد باهات بمونه."
گاهی شنیدن یه کلمه... باعث میشه تموم بشی! یه حرفایی مثل سیلی میخوره به صورتت به قلبت... بدجور دردت میگیره حرفایی که بعد از اون فقط اشک میشن تو چشات! همون حرفایی که با خودت فکر میکردی قرار نیست هیچوقت بشنوی! حس میکنی نمیتونی هضمشون کنی... حتی نمیتونی فراموششون کنی! یه حرفایی همیشه مثل آتیش تو یه گوشه از ذهن و قلبت روشن میمونه میسوزونتت و خاموشم نمیشه:)️
_چقدر سخته نباشه ولی تو هنوز تو فکرش باشی... _چقدر سخته نباشه ولی تو هر وقت که بارون میاد یادش بیفتی... _چقدر سخته نباشه ولی تو هر وقت که به دریا میری یادش بیفتی... _چقدر سخته نباشه ولی تو هنوز براش بنویسی عاشقتم...️