کاش یکی داشتم که همش بغلم میکرد کاش خوانوادم درکم میکردن کاش هر روز با این حال بد بیدار نمیشدم کاش دوستای بیشتری داشتم کاش وقتی دورم شلوغه حالم بد میشه کاش بتونم راهی ک دوست دارم رو برم
آقای پشت عینک دودی من به فدایتان تنگ است مدتی ست دل من برایتان فنجان و آب جوش و .. چرا زود میروید؟ مانده ست روی میز،الفبای چایتان هر شب میان خاطره ام رنگ میشود تصویر محرمانه ترین ردّ پایتان سیگار چندم است؟ به یاد که می کشید؟ آتش گرفته است تمام صدایتان دردی عجیب در سر من حرف میزند بد جور بر سرم زده امشب هوایتان دارد تمام میشود این چند روز هم چیزی نمانده است بمیرم برایتان️