کاش میشد مثلِ آدما خاطراتو هم چال کرد، نشست بالا سر قبرشون و براشون اشک ریخت، و بعد رفت و فراموششون کرد! ولی نمیشه، یه جایی میان سراغت ، شباتو تاریک تر از هر وقتِ دیگه ای میکنن جوری که انگار دست گذاشتن رو گلوت و راهِ نفس کشیدن برات نذاشتن حتی نمیتونی به زبون بیارشون:)