فاصله را تاب میآورم،
به این امید که تو روزی باز خواهی گشت
و قلب من تپیدن را از نو آغاز خواهد کرد.
كّاّشّ تّمّوّمّ شّـّہّ اّيّنّ قّهّرّاّےّ بّىّ آّشّتّىّ !!
️نامَش،
اثرِ انگشتَش،
چشمانَش...
شده بود رمزهای زندگی ام
از وقتی ندارمَش
زندگی ام قفل شده!
می خواهم برایت تنهایی را معنی کنم
در ساحل کنار دریا ایستاده ای و هوای سرد و صدای موج
به خودت می آیی یادت می آید دیگر نه کسی است که از پشت بغلت کند
نه دستی که شانه هایت را بگیرد و
نه صدایی که قشنگ تر از صدای دریا باشد
فقط چند قطره اشک و تصویر لعنتی...
میگویند فاصله عشق را تهدید میکند. دروغ میگویند! من هرچه از تو دور شدم، عاشقتر شدم، دلتنگتر …
️بڈوٍنِِِِؔ ما ۣچٌِطوڑۣےٌ دٌِِِؔلبر ٗبےٌِِؔ مِعۭڑفتۣۣۣۣۣۣۣؔ۔۔۔۔۔؟!
️صبور باش!
که اعجاز صبر، هم یعقوب...
را به وصال یار رسانید هم زلیخا رو
اگر کسی رو ک دوسش داری رو بخاطر اشتباهش نبخشی ، دیگ اون آدم چ فَرقی با بقیه دارع دارن ک میگی دوسش دارم ؟ ✨🖤🥀
️صبر کنم ، برگشتن بلدی ؟
️◗آقای قاضی ꔷ͜ꔷ▾ ◗آسمون هم گریه میکنه ꔷ͜ꔷ▾ ◗منم گریه میکنم ꔷ͜ꔷ▾ ◗به اون میگن بارون ꔷ͜ꔷ▾ ◗به من میگن داغون ꔷ͜
️ای کاش
نبودنت راهم با خودت برده بودی!
گاه آنکس که به رفتن چمدان میبندد
رفتنی نیست دو چشم نگران میخواهد!
🖤⃟○━♡........ ــــﮩ٨ﮩﮩـ .........♡ یکی بودو....؟ یکی نبود....؟ بیخیال... قسمت نبود! 🖤ـــــﮩﮩ٨ﮩــــﮩ٨ﮩﮩـ♡ـﮩﮩ٨ﮩــــﮩ٨ﮩﮩـــ ●━━━━━━─────── ⇆ ㅤ ⃟▬▭♡ ⃟▬▭♡ ــــﮩ٨ﮩﮩـ حَسْبِےَ اللّہٗ ـــــﮩﮩ٨ﮩــــ 👆🏻 ✞موسے✞
️هنگام وداع تو
از غرورِ زیادی چشمانم خیس نشد
ولی دلم خون گریه میکرد...
یک نفر یک خبر از یار ندارد بدهد؟
دل ما خیلی از این بیخبری سوخته است.
|
امان از آدم هایی که نرفته هم جایشان خالیست !
️یه لخته يِ خون! »️
ʜᴀs ᴄʀᴇᴀᴛᴇᴅ ᴀ ʙʟᴏᴏᴅ ᴄʟᴏᴛ ɪɴ
ᴍʏ ʜᴇᴀʀᴛ ☁️🪲
علی الأقل نحن تحت سماء واحد!
حداقل زیرِ یه آسمونیم ...😌☁️❤️]️
ama tek başıma ağladım🥺💔
هر شب تو نیستی و همین داستان ماست️
صرفآدمايِبيمصرفنکن..☠️!️
ʟɪғᴇ ᴏɴ ᴡᴏʀᴛʜʟᴇss ᴘᴇᴏᴘʟᴇ
وقتی داشتی پول خورد جمع میکردی،
یه الماس رو انداختی زمین! 👀🌥️
بیشتر از هر چیز دلم میخواست میتوانستم تمام روحم را در چشمانم بگذارم و تا ابد، تا هنگام مرگم، به تو نگاه کنم.
•آلبر کامو
جدایی آن جاست
که تو
دیگر از گفتن حرف دلت
دست میکشی...