تغییر عقیده ناگهانی سهیل؛ از منع مسلمانی تا نماز خواندن:
ناهماهنگی شناختی (Cognitive Dissonance) یه پدیده روانشناختیست که وقتی رفتار آدم با باورهاش جور درنمیاد، ذهن سریعاً دست به توجیه میزنه. مثلاً کسی که سیگار میکشه میدونه مضره، ولی میگه «همه میمیریم». اینجا سهیل قبلاً با مسلمونا مخالف بوده، حالا خودش داره نماز میخونه. مغز برای کاهش تنش، یا باید باور قبلی رو عوض کنه یا رفتار رو انکار. جالبه که بعضی اوقات آدمها بعد از یه تغییر بزرگ، حتی سختتر از قبل ازش دفاع میکنن. توی جامعه ما چند تا «سهیل» هست که یک روز تندترین منتقدن و روز بعد دقیقاً همون مسیر رو میرن؟
راهکار:
این متن رو میتونیم از زاویه ناهماهنگی شناختی ببینیم: وقتی باورها و رفتار آدمها باهم جور درنمیاد، ذهن برای کاهش تنش به انکار یا توجیه روی میاره. شاید سهیل واقعاً تغییر کرده، شاید هم نشوندهنده شکاف عمیق بین حرف و عملشه. برای جامعهای که با این تضادها مواجهه، جای سوال داره: چندبار پیش اومده که کسی رو به خاطر عقایدش قضاوت کنیم و بعد خودش دقیقاً همون کار رو بکنه؟