پاییز و دلتنگی بیدلیل؛ شعری کوتاه در هوای بارانی:
در روانشناسی به ناتوانی در نامگذاری احساسات «آلکسیتیمیا» میگویند؛ بویایی هم تنها حسی است که تقریباً مستقیم به آمیگدال و هیپوکامپ میرود، پس بوی باران و برگ خیس میتواند خاطرهای را بیواژه فعال کند. ضمناً کاهش نور پاییز سروتونین را کم و ملاتونین را زیاد میکند؛ به همین دلیل دلتنگی هم میآید.
راهکار:
این حس را میتوان «دلتنگی بدون خاطره» دید: پاییز فقط نور و بو و دما را عوض میکند و مغز، این تغییرها را با پروندههای نیمهباز حافظه تطبیق میدهد. اگر گوشهای نشستی، بهجای پیدا کردن اسم برای احساس، یک اسم موقت به آن بده؛ مثلاً «مهِ عصرانه». همین نامگذاری ساده فاصلهای کوچک بین تو و حس ایجاد میکند و از خفهشدن زیر بار ابهام کم میکند.