#حرف دل یه زمانی بعضی از آدم های زندگیم رو انقدری دوست داشتم که وقتی به اون روزا و لحظهها و به اون کارایی که براشون کردم فکر میکنم از قلبم میپرسم چطور اون همه دوست داشتنی که حتی ندیدن رو جا داده بودی توی خودت؟!
از پنجره به پیادهرویِ مملو از جمعیت نگاه کرد. گفت:میبینی،لباسهایی هستند که راه میروند،دروغ میگویند عاشق میشوند،میمیرند... کمتر لباسی آن بیرون است که درونش انسان وجود داشته باشد. بهراستی که این دنیا یک رختکنِ بزرگ است.️