شانهات را دیر آوردی سرم را باد برد؛
خشت خشت و آجر آجر پیکرم را باد برد.
من بلوطی پیر بودم پای یک کوه بلند؛
نیمم آتش سوخت؛نیمه دیگرم را باد برد...
از غزلهایم فقط خاکستری مانده به جا؛
بیتهای روشن و شعله ورم را باد برد...❤️🩹️
خشت خشت و آجر آجر پیکرم را باد برد.
من بلوطی پیر بودم پای یک کوه بلند؛
نیمم آتش سوخت؛نیمه دیگرم را باد برد...
از غزلهایم فقط خاکستری مانده به جا؛
بیتهای روشن و شعله ورم را باد برد...❤️🩹️
2.2
غمگین فلسفی حقیقت نامردی