در حوالی غروب. در بغلش عشق میورزیدم. روی گونه هایش بوسه میزدم. در کنارش پرسه میزدم. صدایی گوشانم را نوازش کرد،ندای درونم بود. فهمیدم درخیالم واقعیت و در واقعیت خاب بود.⚰️🥃🚬️
اینروزا بدجور بوی سوختگی یسریا که تو سوراخ موشاشون گیر کردن میاد.. بمیرم براشوننن🥺 اصن چرا من بمیرم بذار یکمم اونا در راه وطن بمیرن بدبختا😂 ولی جدا از این، از حق نگذریم نمیدونن بوی سوختگیشون از تراپیه جلسه ای یه تومن چجوری بیشتر معجزه میکنه لامصب..!🤣🤣🤌 مرسی از پاره شدنتون حال کردیم😂🙏 ( دیدی کارما شوخی نبود ازگل؟🤙)