همیشه یک زمانهایی تو زندگی همهی ما وجود داشته که احساس میکردیم به آخر خط رسیدیم. ولی همان آخر خط شده شروع یک من جدید، همان آخر خط شده راهنمای شناختن کسانی که میگفتند همیشه خواهند ماند، حتی هنگام سختی! اما تا سختی آمد چمدان خود را بستند و رفتند. گاهی آخر خط بودن چنان بزرگت میکند که گویی انگار از نو شروع شدهای🌱ᥫ᭡️
اما از یک سنی به بعد عمیقا حریص میشوی به اینکه زمانت را پای هر معادلهی اشتباهی نبازی. انگار تازه سُکّان کشتیِ جهانت را که مدتها رها کردهبودی و بیهدف در دل دریای زندگی سرگردان بوده را به دست بگیری و تازه فهمیده باشی که این کشتی -بیهدف یا هدفمند- به زودی فرسوده میشود و تازه دلت خواسته تا کشتیت سرپاست، تمام اقیانوس و تک تک جزایر نادیدهی اطراف را ببینی و یک لحظه را هم هدر نکنی.️
4.8
،از یک سنی به بعد دفتر خیلی رابطهها و رفتارها را میبندی و به خیلی احساسات چیره میشوی و منطق را مینشانی . روی نزدیکترین صندلی به خودت از یک سنی به بعد حس میکنی تا نیمهی بازی را گند زدهای و دلت میخواهد نیمهی باقیمانده را واقعا جبران کنی و سخت میدوی و سخت میجنگی ᥫ᭡و به خودت حسابی سخت میگیری