بعضیامون داریم یه دردایی رو تحمل میکنیم،که خیلی بزرگتر از قد و قواره ماست زورشون خیلی بیشتر از لبخندامونه دردایی که هروقت یادشون میوفتیم فقط غمگین و غمگین تر میشیم دردایی که وقتی هر بار از خودت میپرسی چرا من؟!! و هر بار جوابی که هیچ وقت پیدا نمیکنی ناراحت ترت میکنه فقط!️
محمود دولت آبادی قشنگ گفت: آنجا یک قهوه خانه بود، اما ننشستیم به نوشیدن دوتا استکان چای، چرا؟ دنیا خراب میشد اگر دقایقی آنجا مینشستیم و نفری یک استکان چای میخوردیم؟ عجله، همیشه عجله! کدام گوری میخواستم بروم؟ من به بهانه رسیدن به زندگی، همیشه زندگی را کشته ام...