نه توانایی متوقف کردن افکارم رو دارم، نه توانایی حرف زدن دربارشون رو. فقط تو سرم میچرخن و حتی نمیتونم اشک بریزم. انگار فکر کردن و زجر کشیدن تنها کاریه که میتونم انجام بدم️
-کسی چه میدونه صبح تا شب تو اتاقم چی میکشم ؟ اولش با کلی حرص و جوش که نمیتونم به همه ی درسام برسم شروع میشه با سختی برنامه میچینم تمومشون کنم یهو یکی ازونور میپره وسط میگه توکه نمیتونی فلان کارو کنی چرا کمکت بدم ؟ و اونجاست که تمام انرژی که به سختی به دست اوردم با همین جمله میپره .!️