ولی من به خودم بابت تمام این سالها و هر آنچه که به مکافات تجربه کردم و هر آنچه که به دست آوردهام افتخار میکنم. چون تنهایی باید میجنگیدم و تنهایی باید به دست میآوردم و تنهایی باید بابت نرسیدنهام اندوهگین میشدم. چون بدون پشتوانه دوام آوردم و بدون تسلی زخمهام را بستم و بدون حمایت بارها و بارها از زمین سرد ناامیدی برخاستم.️
4.9
من به خودم افتخار میکنم که جنگجوی تنهای میدان زمخت زندگیم بودم، افتخار میکنم که فقط از خودم توقع داشتم .و خودم برای خودم بس بودم به خودم افتخار میکنم که گوشهای ننشستم ،و فقط نخواستم.من خواستم بلند شدم، ایستادم، قدم برداشتم، دویدم ، و برای خواستههام جنگیدم. بارها زمین خوردم ، شکستم،باختم، سقوط کردم، اما دوباره ایستادم با هیولای دردها و محدودیتها و نشدنها مقابله کردم ، و برای احتمالات مأیوسکنندهای که بود