خسته ام... مثل جوانی که پس از سربازی؛ بشنود دوستش از نامزدش دل برده :) مثل یک افسر تحقیق شرافتمندی؛ که به پرونده جرم پسرش بر خورده :) مثل یک پیر زنی که شده سر بار عروس؛ پسرش پیش زنش سر او داد زده است :) خسته ام کاش یکی حال مرا میفهمید ؛ غیر از این بغض که در راه گلو سد شده است :) شده ام مثل مریضی که پس از قط امید ؛ در پی معجزه ای راهی مشهد شده است :) 🙂🦋🖤️
به یه جا میرسی که دیگه هیچی سر ذوقت نمیاره،واسه هیچی لحظه شُماری نمیکنی جز رفتن؛ولی نه میتونی بری،نه میخوای که بری!درست همینقدر مسخره،درست همینقدر بلاتکلیف.️
واقعا گاهی شدیدا احتیاج داریم فقط یک نفر باشه که حرفامونو بشنوه و دردامون اونقدر براش عجیب یا اونقدر براش مسخره نباشه که سکوت تمام وجودمونو بگیره و کنارش احساس اذیت شدن کنیم و حتی دیگه نتونیم از سر خجالت و یا عصبانیت تو چشماش نگاه کنیم.. شاید هم ما یکی مثل خودمون رو گاهی خیلی لازم داریم:)️
قبل بوسیدنش مثل شکسپیر بهش بگید: “اگه یه روزی بتونم تورو ببوسم و بعدش وارد جهنم بشم، میتونم با افتخار برای شیطان تعریف کنم که من بهشتو دیدم، بدون اینکه واردش بشم.”️