من نبود او را احساس می کنم. این موضوع شبیه بیدار شدن در یک روز بدون دندان ها در دهان است. شما نیازی ندارید به سمت آینه بدوید تا بدانید دندان هایتان سر جایشان نیستند
️
4.9
.I felt her absence. It was like waking up one day with no teeth in your mouth. You wouldn’t need to run to the mirror to know they were gone.
تنها چیزی که الان نیاز دارم اینکه حافظمو از دست بدم و هیچی یادم نیاد چون خسته شدم ازینکه چیزایی که نباید یادم بیاد همیشه تو ذهنمن و باید با خودم بجنگم تا اهمیت ندم،تا تظاهر کنم برام مهم نیست هیچی اما همه چیز گاهی وقتا بیش از اندازه برام مهمه و دلم میخاد مغزمو بندازم دور و دیگه نداشته باشمش تا دیگه فکر نکنم.️