دلتنگی های آخر شب هر کس هیچ شعبه ی دیگری ندارد یکی عکس میبیند یکی اهنگ گوش میدهد دیگری پیغام هارا مرور میکند یکی هم... شب سکوت میکند تا فریاد دلتنگی هایم را بشنود نیستی و شب چه کوتاه است برای تمام ناگفته هایم... ️
استاد رائفی پور میگفت: تو کربلا یه تربت دادن به من دعای تربت رو خوندم بار اولم بود به یک جمله رسیدم نابود شدم . این بود : قسم به این خاک که معصومی در آن حل شده است .:)️
این روزایی که میگذره بعدا میشه خاطره… حالا ممکنه خاطره ای باشه که با یادآوریش لبخند رو لبت بیاد و یا برعکس با یادآوریش اشک مهمون چشمات شه بعضی چیزا رو دیوار مغزمون حک میشن! طوری که هرگز نمیتونیم فراموششون کنیم میشن آثار هنری! قوی شدنی در کار نیست فراموشی وجود نداره چه بخوای چه نخوای بالاخره یه روزی،یه جایی یه اتفاقی میوفته که بهت یادآوری میکنه چی گذشته:) ️