روزی در خیال عشق تو بودم ، تا تو را به دست نیاوردم بی خیال نشدم با همان خیال خوش ، عاشقت شدم ، با همان خیال ، همان آرزوی محال ، در دریای بی کران عشقت غرق شدم
یادت میاد غروب روز جمعه بود که همه چی بینمون خراب شد ، ساعت 00:00 اون شب رفتی برای همیشه ، گفتی ما به درد هم نمیخوریم ، بهم گفتی فراموشم کن... اون روز باعث تنفرِ من نسبت به غروب روزهای جمعه شد ، باعث تنفرِ من نسبت به ساعت دوازده شد ، من از اون لحظه از همهٔ آدما متنفر شدم ... ️