از باغ میبرند چراغانیات کنند تا کاج جشنهای زمستانیات کنند پوشاندهاند صبح تو را ابرهای تار تنها به این بهانه که بارانیات کنند یوسف! به این رها شدن از چاه دل مبند این بار میبرند که زندانیات کنند ای گل گمان مکن به شب جشن میروی شاید به خاک مردهای ارزانیات کنند یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست از نقطهای بترس که شیطانیات کنند آب طلب نکرده همیشه مراد نیست گاهی بهانهای است که قربانی ات کنند :) فاضل نظری.️
به کی میگن داغون؟ مگه کم آوردن به چیه؟ اینکه شب تو خودت بشکنی و صبح جوری رفتار کنی که انگار هیچ اتفاقی نیوفتاده(: اینکه بغض به گلوت چنگ بزنه و چشمات پره اشک بشه ولی گریه نکنی خورد بشی ولی سره پا بمونی نمیدونی کجا بری و به کی پناه ببری... #نبآت️