نـه بیمارم، نـه خوشحالم، نـه از حالم خبـر دارم گهـی از جـان گهـی از دل گهـی از هردو بیـزارم گهـی شاد و غزل خـانم، گهـی از درد بیتـ ابم چه غـوغاییست در این عالـم که من حیـران حیـرانم️
در دل شب، وقتی سکوت همه جا را فرا میگیرد، تنها چیزی که میماند، یاد توست. یاد روزهایی که کنار هم بودیم، که در کنار هم لبخند میزدیم و دنیا برایمان رنگی بود. حالا همه چیز تغییر کرده. هیچ چیزی مثل قبل نیست. انگار تمام دنیای من به تاریکی فرو رفته، جایی که دیگر هیچ نوری وجود ندارد.
چقدر دلم برای آن لحظهها تنگ شده، برای لبخندت، برای دستهایی که همیشه به من امید میدادند. اما حالا هر چیزی که از تو باقی مانده، خاطره.باتو️