قصد رفتن کرده ای تا باز هم گویم ، بمان بار دیگر میکنم خواهش ولی اصرار ، نه گه مرا پس میزنی گه باز پیشم میکشی آنچه دستت داده ام نامش دل است افسار ، نه ... ️
در آستانهی سال نو، حالوهوای این لحظات یادآور روزگاریست که عید با سادگی و سکوتی دلنشین فرا میرسید؛ روزهایی که گذر زمان آرامتر بود و دلها بیپیرایهتر. امید که سال پیشِ رو، سهمی از همان آرامش و وقارِ روزهای گذشته را دوباره به ما بازگرداند.
کاش میدانستی که چقدر روح َام غمگین و خسته است ، انگار ِتمام چیزهایی که به آنها پناه بردهام ، ناگهان فرو میریزند و روی ِسرم آوار میشوند ، گاهی احساس میکنم همه چیز از من میگریزد ، میدانی بعضیها زاده شدهاند برای ِازدست دادند .️
- هر سربازی ، در جیبهایش در موهایش و لای دکمه های یونیفورمش زنی را به میدان جنگ ميبرد امار کشتههایِ جنگ همیشه غلط بوده است هر گلوله ، دونفر را از پا در میاورد سرباز و دختری که در سینهاش میتپد :))))️