و من چنان عاشق تو بودم که مپرس در اندکی از زمان چنان دنیایم شدی که مپرس ان گفتار هایت در دلم چه غوغایی به پا کرده است که مپرس مگر و گنا و خطای من جر اینکه عاشقت بودم چه بود ؟؟..... تو با من چه کردی ؟با قلب خسته و پر غم من چه کردی ؟؟ بهار کردی دلی را که ویرانه بود .... خسته بود پیر بود ... دلشکسته بوددد ️
میترسیدم از اینکه دیگر نباشی.. گفته بودی نمیروی.. گفته بودی میمانی.. تا ابد.. اما انگار ابد برای تو خیلی زود تمام شد.. اما من تا ابد دلتنگت خواهم ماند.. ابدی که تمام نمیشود..️
دیر شد، گل پژمرده شد، پرنده از تشنگی در قفس جان داد، دیر شد، نیا. اگر آمدی هم نمان. خواستی بمانی هم دنبالم نگرد. من نیستم. دیر آمدی. خانه را که عوض کردم هیچ، صاحب خانه ام عوض شد.️