بودن و نبودن تو؛ روایت بلاتکلیفی عاشقانه:
در روانشناسی به این حالت «دوسوگرایی عاطفی» میگویند؛ مغز همزمان دو ارزیابی متضاد را فعال میکند و همین، بلاتکلیفی میآفریند. پژوهشها نشان میدهد آدمها در دوراهی عاطفی نه از شدت عشق، بلکه از ناتوانی در یکپارچهسازی دو تصویر از یک شخص رنج میبرند. عشق قطعیت نیست؛ گاهی نگهداشتن همزمان «بودن» و «نبودن» در ذهن، خودش نوعی سازگاری است.
راهکار:
این «بلاتکلیفی» را میتوان عینِ صمیمیت دانست: جایی که هنوز هیچ قطعیتی نمیخواهی، فقط میخواهی آن شخص «جورِ خودش» باشد؛ چه حاضر، چه غایب.