تو ماه را بیشتر از همه دوست می داشتی و حالا ماه هرشب تورابه یاد من می آورد.. میخواهم فراموشت کنم اما این ماه با هیچ دستمالی از پنجره ها پاک نمیشود! _رسول یونان️
عجله داشتم تند تند راه ميرفتم.. محكم به چيزى خوردم آدم بود! منتظر بودم بگويد: كورى؟! دستش را به طرفم دراز كرد با من دست داد لبخندى زد...!!! به گمانم انسان بود..️