گمشده بودم در دشتی که انتها نداشت دشتی که پروانه هایش رنگ سبز و آبی نبودند بلکه سیاه بودند دشتی ک سبزه هایش انگار سالهاست کمرشان بخاطر درد خم شده و تلاشی ک آخرش بی فایدست...
گمشدم در دشتی که بوی آن خاطره و همان عطر خوش بوی او مشامم را آغشته کرده این دشت جهنم است ولی چون خیال تو بود به بهشت مانند تر بود 🙂💕
شب خوش ۰۱:۰۱
_ویرگول ؛️
گمشدم در دشتی که بوی آن خاطره و همان عطر خوش بوی او مشامم را آغشته کرده این دشت جهنم است ولی چون خیال تو بود به بهشت مانند تر بود 🙂💕
شب خوش ۰۱:۰۱
_ویرگول ؛️
3.3
عاشقانه فلسفی تنهایی خاطره عشق دشت وجود این متن، یادآور مفهوم 'دشت وجود' در فلسفه است؛ جای...