من خسته هستم! گاهی اوقات نمیدانم که آیا زندگی ارزش این همه خستگی و مشقت را دارد؟ گاهی اوقات دوست دارم یک چمدان بردارم و بروم و هرگز به پشت سر خود نگاه نکنم!
میدونی خیلی برام مهم بودی... از ته دلم دوست داشتم هرچی گفتی پات موندم... عصبی شدی بازم واسه آروم کردنت موندم... به چشمای سردت با یه لبخند گرم نگاه کردم... هیچوقت با هیچکدوم از کارات باز از چشمم نیوفتادی... از زمین بلندت کردم گذاشتمت روی چشام... ولی باز زمین خوردی،این دفع چشمای منم سرد شد... دیگه بلندت نکردم... خودم بلند شدم و سعی کردم خودموبسازم.. پس از چشم هیچکس نیوفتید وگرنه دیگه چشماش حتی عوض شدنتم نمیبینه.️
ما عادت کردیم به تظاهر... تظاهر به شاد بودن در مواقعی که دلمون پر از غصه بود... تظاهر به قوی بودن در لحظه هایی که باید زمین خوردنمون رو باور میکردیم و میگفتیم خستم... زندگی ما پر شده از تظاهر... ما تظاهر میکنیم چون ضعیفیم...چون نمیخوایم شکست رو بپذیریم... نمیخوایم باور کنیم که باختیم.. ما ضعیفیم و در عین حال مغرور... همین ها باعث شده که از ما انسانی جدید خلق بشه که روحش پر از تظاهر و تظاهر گند میزند به تمام باورها...️
یه جا نوشته بود چرا فکر میکنید آدما دلتنگ کسی میشن که یا مُرده یا دوره ؟ آدم میتونه دلتنگ کسی بشه که نزدیک بهشه خیلی نزدیک، اما دیگه اون آدم سابق نیست و این خیلی غم انگیز تره... ️
صبور مثلِ درختی که میسوزد و توانِ گریختن ندارد حیرت زده چون گوزنی که شاخهای بلندش، در شاخه گرفتارش کردهاند. همه، این روزها این چنینیم...🌱 #شمس_لنگرودی️