چون که دیگه داریم میرسیم به آخرای قصه
نا تمام و نصفه زیر قطره های باران
قدم زدم و رسیدم به لحظه های پایان:) ️
میخوام بارون بزنه و پر بشم از هوای تو 🖐️
️وقتی خیس باران
﴿ به خانه رسیدم﴾
برادرم گفت:چرا چتری باخود نبردی؟
خواهرم گفت :چرا تا بند امدن باران صبر نکردی؟
پدرم با عصبانیت گفت:تنها وقتی سرما حوردی خوهی فهمید!.
اما مادرم در حالی که موهای مرا خشک میکرد گفت:
امان از باران بی موقع...
پاییز مرا عاشق میکند و باران عاشقتر...
حالا من با باران پاییزی بدون تو چه کنم؟!
زندگی نیست بجز نم نم باران بهار
زندگی نیست بجرپز دیدن یار
زندگی نیست بجز عشق
بجز حرف محبت به کسی
ورنه هر خار و خسی
زندگی کرده بسی
زندگی تجربه تلخ فراوان دارد
دو سه تا کوچه و پس کوچه
و اندازه یک عمر بیابان دارد
ما چه کردیم و چه خواهیم کرد
در این فرصت کم؟
◗آقای قاضی ꔷ͜ꔷ▾
◗آسمون هم گریه میکنه ꔷ͜ꔷ▾
◗منم گریه میکنم ꔷ͜ꔷ▾
◗به اون میگن بارون ꔷ͜ꔷ▾
◗به من میگن داغون ꔷ͜ꔷ▾ 💔🤕🙃
منهمیشهباسایهیخودمدردودلمیکنم.!
اماچهدردیمیکشموقتاییکههواابریه..:(