جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب

متن های ادبی / جدیدترین متن ادبی [تیر 1405]

14566 پست
متن های ادبی جدید , تعداد 14,566 متن ادبی به ترتیب جدیدترین ها برای کپشن بیو پست و.. متن های ادبی / جدیدترین متن ادبی [تیر 1405]
ادبی تیکه دار ادبی تنهایی ادبی عاشقانه ادبی غمگین دخترانه ادبی ادبی ادبی عربی ادبی انگلیسی ادبی ترکی کوتاه ادبی بلند ادبی
همه فیلتر
همه زبان
بهترین ترتیب
مولانا چه زیبا گفت
آن شب که دلی بود به میخانه نشستیم
آن توبه صدسالع به پیمانه شکستیم
از آتش دوزخ نهراسیم
که آن شب...
ما توبه شکستیم ولی
دل نشکستیم🙂️
3.0
شعر ادبی مولانا
نصب برنامه اندروید تاوبیو
مشابه ها
#خُدِت_باش_مِثع_بقیه_زیاده‍
•|•🕋 (#‌ܓߺࡄ̥ߺࡊߊܠܠࡀ📿🕋☝🏻)⚜️
❥︎ مرگ میره☠️
"•با_اَدَب_باش_کِ_سَرمایه_خوبان_اَدَب_اَست:) 👌🏻💯"️
4.8
شعر تنهایی حقیقت ادبی خاطره
دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد
جز غم که هزار آفرین بر غم باد️
5.0
شعر ادبی
بشنو ای جان!
دیدم در این دور گران
کسی را تا کاریست گردد فدای جان
ورنه ما کجا و فداییانِ مان کجا ای جان

-اشعارطه️
2.5
شعر رفاقتی ادبی حقیقت نامردی
انکه چشمان تورا این همه زیبا میکرد

کاش از روز ازل فکر دل ما میکرد

یا نمیداد به تو این همه زیبایی را

یا مرا در غم عشق تو شکیبا میکرد🥀🥹🙇️
3.0
عاشقانه شاخ ادبی دوستت دارم لاتی
تا ابد مال تو باشم، تو نرفتن بلدی؟!
بلدی تکیه کنم، جا نزنی. رد نشوی؟!
من اگر شکوه کنم، دست گرفتن بلدی؟!
بلدی دل ببری، عشوه کنی.ناز کنی؟!
غیراز این ها تو بگو ، ناز کشیدن بلدی؟!
خواستم شاعر چشمت بشوم، پرسیدی؟!
بیتی از عشق بگو ، شعر سرودن بلدی؟!
چشم تو سوژه ی نقاشی امروز دلم...
بنشین پلک نزن، خوب نشستن بلدی؟!
دو .سه خط عشق برای دل عاشق بنویس...
همه ی دارو و ندارم تو نوشتن بلدی؟!
🔗بلد بودی اما...🖤🥀️
4.5
شعر ادبی دوستت دارم دلتنگی
خزان به دیده‌ی ما چون بهار می‌گذرد
غمت مباد، غم روزگار می‌گذرد

درخششی ابدی نیست در جهان بنگر
که این ستاره‌ی دنباله‌دار می‌گذرد

چه باک ازینکه چنین رو گرفته است امشب
به نور ماه قسم، شب تار می‌گذرد

در آزمون جدایی صبور باش ای دل
که با عنایت پروردگار می‌گذرد

دو روز با قفس زندگی مدارا کن
بهار اگر برسد از حصار می‌گذرد

#حسین_دهلوی


حِرمان ️
3.5
غمگین شعر خسته زندگی ادبی
نه حرف عقل بزن با کسی نه لاف جنون؛
که هر کجا خبری هست، ادعایی نیست.

- فاضل نظری - ️
1.0
شعر ادبی
نمی‌توانست درباره‌ی آن با کسی حرف بزند؛
پس برای خودش چای ریخت
کنار پنجره نشست
وبا نم باران و سردی هوای بیرون یکی شد
ناگهان به نقطه‌ای خیره شد و گریست...!️
2.1
فلسفی زندگی سکوت ادبی
نیازدارم
درچشمانت
خیره بمانم
ونگاه کنم که
چه کسی شده بود
تمام من، که حالا
آن نگاه، آن چشمان
تمام فردیست غیر من. ️
2.7
غمگین فلسفی خسته دلتنگی ادبی
اونجا که فروغ میگه:

《چه میشود کرد؟مگر میشود دنیا را پاره کردو از تویش خوشبختی درآورد؟
همین است که هست!》️
2.9
فلسفی ادبی
تفنگ دسته نقره‌ام را فروختم،
برای یار غبای ترمه دوختم
فرستادم برایش پس فرستاد،
تفنگ دسته نقره‌ام، داد و بیداد...️
3.2
شعر ادبی