میدانم نمیدانی میدانم همانقدر دوستت دارم که داشته ام میدانی بی تو نمیتوانم اما باز نمیایی میمانم منتظرت اما نیست نشانی به یاد دارم که روزی گفتی به من میمانم، میمانی، میبینند، میمیرند ماندم،نماندی، دیدند، خندیدند گر یادت رفته است یادت خواهم اورد میدانم روزی خواهد رسید که بازگردی اما میدانی و میدانم ان روز دگر دیر است و خواهی فهمید که زمین زیر پاهایت گرد است و روزی خواهم اورد بر سرت هرچه اوردی برسرم