یک بار هم ای عشق من از عقل میندیش
بگذار که دل حل بکند مسئله هارا ♡️
1.0
شعر ادبی
ممکن
از ناممکن می پرسد:
《خانه ات کجاست؟》
پاسخ می آید:
《در رویای یک ناتوان.》️
1.5
فلسفی ادبی
شهریارا! بی حبیب خود نمیکردی سفر..
این سفر ، راه قیامت می روی تنها چرا؟؟!!🪽❤️🩹
شهریار
️
5.0
شعر ادبی
- از دفترِ شعرم که تو ناخوانده گذَشتی ،
دلتنگیِ خود را وسطَش تا زده بودم 💘🌀.️
1.0
شعر ادبی
چه غصه هایی به خاطر اتفاقات بدی که هرگز در زندگی ام پیش نیامد خوردم!..
سقراط-️
-
غمگین فلسفی حقیقت ادبی
راه ادامه دارد و تو هنوز در حال نوشتن شعری به نام زندگی هستی!
و آن گاه که به نقطهٔ پایان میرسی، در میابی که تمام این شعر در حقیقت خود تو بوده ای...️
1.0
شعر حقیقت زندگی ادبی
میگفت:
«گاهی خدا پنجرهها رو میبنده
و درارو قفل میکنه؛
اما مطمئن باش
اون بیرون هوا طوفانیه
و خدا داره ازت مراقبت میکنه.»️
1.4
فلسفی مهربانی حقیقت زندگی ادبی
خبراردل پیرت ندارن؟؟؟
هی بهت میگن پیرشی جون؛؛؛️
1.7
رفاقتی زندگی ادبی
اگر نتوانی چیزی را به زبان ساده توضیح دهی، یعنی آن را خوب نفهمیدهای.»
** آلبرت اینشتین**️
1.0
موفقیت حقیقت ادبی
★彡 من همانم کـہ شبے عشق بـہ تاراجش برב 彡★
علیرضا آذر️
-
عاشقانه شعر دوستت دارم دلتنگی ادبی
غم؛
غم سال ها بسیاریست که با من همراه بوده گویی در جانم رخنه کرده و دیگر جدا نمی شود.️
1.0
غمگین فلسفی حقیقت زندگی ادبی
یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست
…
…
شعر زیبایی از «نظامی» که به دلیل طولانی بودنش تو یه پست جا نشد..
پیشنهاد میکنم مطالعه بفرمایین..
🪁️
1.0
عاشقانه ادبی
برای آرزوهای محال خویش میگریم
اگر اشکی نمانَد، در خیال خویش میگریم
شب دل کندنت می پرسم آیا باز میگردی؟
جوابت هرچه باشد، بر سوال خویش میگریم
نمی دانم چرا اما به قدری دوستت دارم
که از بیچارگی گاهی به حال خویش میگریم
اگر جنگیده بودم، دستِکم حسرت نمی خوردم
ولی من بر شکست بی جدال خویش میگریم
به گردم حلقه می بندند یاران و نمی دانند
که من چون شمع هرشب بر زوال «خویش» میگریم️
2.1
عاشقانه شعر حقیقت ادبی خسته
من می شنوم رنگ صدا را آبی
آهنگِ ترِ ترانه ها را آبی
در موج بنفش عطر گل می بینم
موسیقی لبخند خدا را آبی️
2.5
شعر ادبی آرامش خدا
پردهی آخرِ نمایش، سکوتِ سردِ گور است،
جایی که خندهها خاموش و اشکها بیثمر است.
جسم، اسیرِ خاک و جان، رها در بادِ فنا،
و میراثِ ما، خاطرهای گنگ، میانِ غبارِ غَما.
مرگ، آغوشِ سردی که پایان میدهد به هر صدا.️
1.7
شعر ادبی حقیقت زندگی
میدانستم می رَوی
اما این رفتنت را چگونه به قلبم بگویم؟
-ویرگول
️
1.3
غمگین حقیقت ادبی
در هر خوابی دیدم
که تو را دارم
بس که جانم
تو را دوست دارد:)))
-ویرگول️
3.0
عاشقانه حقیقت ادبی
دیگر هرگز به جایی که ترک کردهام باز نخواهم گشت،حتی اگر تکهای از وجودم همانجا روی زمین مانده باشد.️
1.8
غمگین فلسفی حقیقت زندگی ادبی
چگونه با انسان ها رفتار کنم؟
ادبیات:
با انسان ها!؟
نیک باش عزیز من!
اما، کمرنگ رقیق و بسیار دور...
چرا که هیچ موجودی به اندازه ی آدمیزاد
نمی تواند از نیکی پشیمانت کند! ️
1.0
شعر ادبی
-وقتی آدم جرات خیال پردازی را داشته باشد،
معجزه های زیادی رخ می دهد.
مشکل این است که مردم هیچوقت
چیزهای غیر ممکن را تصور نمی کنند.️
2.0
فلسفی ادبی
برای تو برای چشمهایت
برای من برای دردهایم
برای ما
برای اینهمه تنهایی
ای کاش خدا کاری کند...️
3.7
شعر ادبی
من هر چه مولانا شدم او شمس تبریزم نشد
ای شمس ناتبریزیم، هرگز فراموشم مکن.. ️
1.0
شعر ادبی
بروید ای حریفان بِکِشید یار ما را
به من آورید آخر، صنم گریز پا را
اگر او به وعده گوید که دمی دگر بیایم
همه وعده مکر باشد بفریبد او شما را
به بهانه های شیرین به بهانه های رنگین
بِکشید سوی خانه مهِ خوبِ خوش لقا را
️
1.0
البروید و الخِرکش کنید حبیبي
عاشقانه ادبی
گَهی گریان ، گَهی خندان ، گََهی چون اَبر سرگردان ،
گَهی عاقلتر از عاقل ، گَهی نادانتر از نادان..!✨🥀️
1.0
فلسفی ادبی
پدرم خواست كه فرزندِ مطیعي بشوم ،
شعر پیدا شد و من آنچه نباید شدهام . .
#محمدعلی_بهمنی
️
1.0
شعر فلسفی ادبی خسته آرامش
نپرس حال مرا
نخواهی فهمید جان مرا ️
3.0
شعر ادبی خسته
نِمیدانی خودَت اَما سِرایَت کَردِه ای دَر مَن
شَبیه عَطرِ جا مانده دَرونِ عُمقِ پیراهَن...
️
-
شعر ادبی
باید زِ من آموخت ره و رسمِ اسیری
عمریست که در دامم و صیاد ندارم
️
5.0
شعر ادبی